آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
473
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
ارشد خود را به اين فرقهسازان محول داشته باشد . بنابراين بايد گفت ، كه تربيت كاوس در نزد مزدكيان پيش از خلع پدرش واقع گرديده است . فرزند دوم كواذ ، ژم « 1 » از يك چشم نابينا بود و اين نقص جسمانى معمولا موجب حرمان از سلطنت ميشد . ولى اين رسم حتمى الاجراء نبود و امكان داشت ، كه گاهى چنين اشخاص هم بپادشاهى برسند ؛ پس كواذ چون ميخواست خسرو را جانشين خود كند ، بيمناك شد ، كه مبادا پس از مرگ اوژم بدعوى سلطنت برخيزد ؛ زيرا گروهى عظيم بسبب مردانگى ژم هواخواه او بشمار ميآمدند . از اين جهت كواذ چاره كار را قبل از وفات پيشبينى كرد « 2 » . در اينجا بايد گفت ، كه يكى از دلايل انسانيت و رأفت جبلى اين شاهنشاه آن است ، كه براى دفع شر اين مدعى احتمالى سلطنت ، بوسايل معموله يعنى اعدام و افناء دست نزد . پسر سوم او خسرو نام داشت و پدر خصالى ، كه شايسته پادشاهان است ، در او جمع ميديد ، جز بدگمانى ، كه نقص او محسوب ميشد « 3 » . مسلما حكايت خوذاى نامگ ، كه گويد مادر خسرو دختر دهقانى از دودمانهاى قديم بود ، كه كواذ در ايام فرار به عقد خود درآورد ، افسانهء بيش نيست . بنابر قول پروكوپيوس مادر خسرو ، دختر اسپيدس بويه « 4 » يعنى سپاهبذ يا ايران سپاهبذ بويه بود ، كه در سال 505 يا 506 با نماينده روم موسوم به سلر « 5 » قرارداد متاركه جنگ را منعقد كرد « 6 » . اينكه كواذ فرزند كوچك خود خسرو را بر پسر ارشد يعنى كاوس پذشخوار گرشاه ، كه علنا پيرو كيش مزدك بود ، ترجيح داد ، تبديل و تغيير عقيده شاهنشاه را
--> ( 1 ) - Zham ( 2 ) - پروكوپيوس . ( 3 ) - دينورى ، نهايه . ( 4 ) - Aspebedes Boe ( 5 ) - نگاه كنيد به ص 361 ، يادداشت 1 . ( 6 ) - Celer